خرید بک لینک

از نظر واژه شناسی و تاریخی، واژه عرفی شدن از اصطلاح لاتینی saecularum یا saeculum به معنای قرن و سده گرفته شده است و به زمان حاضر و اتفاقات این جهان در مقابل ابدیت اشاره دارد.

پیش تر از دهه های اخیر، در زبان عربی، "لا دینی" معادل عرفی شدن قرار داده شده است اما اخیراً از واژگان "عِلمانیه" و "عَلَمانیه" استفاده می شود.

به این توضیح که برخی از نویسندگان با باور به اینکه در جوامع عرفی، "علم" نقش اساسی را ایفاء می کند، عِلمانیه را ترجیح می دهند و برخی دیگر به زعم اینکه جوامع سکولار به "عالم" توجه بیشتری دارند، عَلَمانیه را مناسب تر تشخیص داده اند.

عادل ظاهر نویسنده عرب، در کتاب الأسس الفلسفیه للعَلمانیه می نویسد:" بسیاری از اندیشمندان عرب، بسیاری از دانشمندان عرب، واژه عِلمانیه را به کسر عین می خوانند که اشاره به ارتباط داشتن با واژه علم دارد اما این مطلب خطا نیازمند اصلاح است، زیرا واژه "علمانیه" از عالَم مشتق شده و نه از "علم" و تلفظ صحیح این واژه عَلَمانیه است که عین و لام آن مفنوح می باشد و در کتاب های معاصر ما اگر بخواهند به علمی شدن اشاره کنند از واژه "عِلمَوی" استفاده می کنند که البته از نظر اشتقاق لغوی علموی از علم بدست نمی آید پس بهتر است از واژه عِلمانی بهره جوییم.

نخستین بار واژه عرفی سازی در اواخر سده سوم برای توصیف روحانیون مسیحی به کار رفت که گوشه نشینی رهبانی را به سمت زندگی در دنیا ترک می کفتند.

در کلیسا در سده های میانه، روحانیونی که در این دنیا خدمت می کردند و به زندگی مردم نظم و ترتیب می دادند به نام دنیوی و منظم خوانده می شدند.

کشیش های روستا، اسقف ها، سر اسقف ها، کاردینال ها و پاپ ها در جرگه روحانیون دنیوی(عرفی) بودند.

شاینر سابقه تارخی واژه های عرفی شدن و عرفی سازی و بار معنایی این دو را به این نحو جمع بندی می کند:

واژه انگلیسی سکولار مشتقی از کلمه لاتین سکیولام(SAECULUM) که به معنای نسل یا یک دوره یا روح دوران به کار می رفت و گاه بر طول یک دوره نیز دلالت داشت. بعدها این کلمه لاتین به صورت مبهمی به کار رفت، به طوری که هم به معنای یک دوره زمانی به کار می رفت که این معنا از نظر مذهبی خنثی بود و هم بر این دنیا که در کنترل شیطان است دلالت داشت، که معنای اخیر از نظر مذهبی منفی بود.

در قرون وسطی مفهوم این دنیا هم تا حدی به صورت خنثی به کار می رفت، به طوری که عبارتی چون روحانی عرفی(Secular Clergy) ضدیت با مذهب را القا نمی کرد.

نخستین باری که کلمه عرفی شدن با معنایی نزدیک به کاربرد امروزین آن مورد استفاده قرار گرفت در جریان مذاکرات صلح وستافالیا بود. در آن محفل نمایندگان فرانسه ، این واژه را در انتقال کنترل املاک و دارایی های کلیسا به دولت وضع کردند. در قرن هیجدهم گروهی مدعی بودند که اصولا کلیه دارایی های کلیسا باید به دولت منتقل گردد. البته در جریان انقلاب فرانسه این اصل به همه حوزه های زندگی تسری داده شد.

در قرن نوزدهم، مشهورترین کاربرد شناخته شده عرفی شدن به معنای ستیزه جویانه آن توسط هولیک (Holyoake) و سازمان آزاداندیش وی به نام جامعه عرفی مطرح شد او برنامه اش را عرفی شدن می خواند و آن را فلسفه ای ملی برای مردم می دانست که هدف آن تنتظیم امور زندگی بدون استعانت از ماورای طبیعت بود.

در کنار این معنای برنامه ای و تهاجمی از عرفی شدن، معنای دیگری نیز پدید آمد که عرفی شدن را دیدگاهی میانه می دانست که نسبت به نهادها و مناسک دینی خنثی است.

رسوخ تاریخی بیشترِ این معانیِ مربوط به گذشته را می توان در واژه "سکولاریسم" و "عرفی شدن" به صورتی که امروز متداول است ملاحظه کرد.

با این وجود، مفاهیم غالب این دو واژه که بازنمای مبارزه علیه حاکمیت کلیسا و جهان بینی مسیحی است؛ لاقید، ضد روحانی و غیر دینی هستند.

با این حال، از جنگ هانی دوم موضع کاملا متفاوتی در بین شمار قابل توجهی از علمای الهیات دیده شده است که معتقدند عرفی شدن نه تنها تا حدی نتیجه باورهای مسیحی است، بلکه به خاطر آزادی و مسئولیتی که در شرایط عرفی بر عهده مومنین است، امری مطلوب و سفارش شده هم می باشد.

استقلال علم و فرهنگ از جهان بینی مسیحیت، نتیجه منطقی و مطلوب تفویض مسئولیت دنیا توسط خداوند به انسان است.

بسیاری از علمای الهیات نیز عرفی شدن را به عنوان یک تحول مثبت می شناسند و در زمره اینان کاتولیک های پیشروی هستند که ازجامعه عرفی با لحنی مثبت یاد می کنند و جامعه دینی قرون وسطی را پدیده ای تاریخی می دانند.

اکثر این متفکران نسبتاً میانه روتر کاتولیک و پروتستان، "استحاله گرایانی" (Transformationist)هستند که معتقدند امر مقدس باید خمیر مایه جامعه عرفی باشد.

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 2:54

صفحه بندی