
سراسیمهببود با صدای بغض آلود صدا می زم محمد حسین، محمدحسین، و این طرف و آن طرف می دوید به اطرافم چشم می چرخاندم تا با دیدن محمدحسین ، ندیدن سراسیمگی او رقم بخورد کاش اسم پسرش محمدحسین نبود تا به یاد نیاورم ندایی را که در پی حسین شنیده می شد. حسین، حسین برای گمشده او دعا کردم کاش برای گمشده ام دعا کنند...
ادامه مطلب