
این شهیدان را واسطه قرار داده بودیم تا بشناسیم راه رسیدن را نشسته بودیم و زمزمه می کردم عاشقانه های عرفه را همان ساعات او ایستاده بود و عمل می کرد این عاشقانه ها را ما می گفتیم خدایا به رگ های گردنمان و او رگ گردنش را داد ما می گفتیم به حرکات و قدم هایمان و او با اقتدار در مسیر حسین قدم بر می داشت ما می خواندیم او عمل می کرد تا معراج خویش را رقم بزند باید هم که قبل از نام او شهید باشد همان طور که خودش سروده بود کاش اسم تو آخرین کلامم باشدپروانه شدن حُسن ختامم باشدمانند کبوترانِ در خون خفتهعنوان «شهید» قبل نامم باشد ...
ادامه مطلب