
اصلا وب گرد خوبی نبودم تا الان مدام هم فراموش می کنم به وبلاگایی که خوشم اومده یا نظر گذاشم سر بزنم وردپرس یه امکانی داره که با وارد کردن ایمیل اگه زیر نظرت نظر بیاد بهت ایمیل میشه کاش این امکان برای چشم های رفقا هم ممکن بود وقتی نگاهت رو به نگاهش گره زدی یه جایی مدام اپدیت بشه پی نوشت دیگه توی خیابون هم چشم آشنا پیدا نمیشه! ...
ادامه مطلب
با خودت هستم، تویی که این کلمات را تایپ می کنی دست از سر قلم بردار تا شاید دستی دیگر قلم را به گونه ای بچرخاند که نشانی از تعالی در خود داشته باشد دستی که هنرمندانه بنگارد، دستی همچون دست شهید ادامه مطلب...
ادامه مطلب
کشمیر خیلی قلبم رو درگیر کرده حتی بیشتر از فکرمو هیچکدوم راه به جایی ندارهکارد بر چشمان کودکان زدند؛ از ترس بصیرتی که حب اهل بیت در قلب هایشان می کاردیادشان رفته بوددر مکتب ماخون بر شمشیر پیروز است ادامه مطلب...
ادامه مطلب
نزدیکای اذان صبح با خودم گفتم بگذار تا فاصلمون نزدیکه یه سلام صبحگاهی هم در حرم بدیم به نوعی قدر بدونیم فاصله دور روزهای قبل در سیدی رو (هر چند که محاسنی داشت؛ همین که آدرس می دادیم در دل خود به او می گفتم سیدی افدیک) کجا بودیم؟ آهان در مسیر عابر پیاده قبلش به خودم می گفتم حتما مسیر خلوته و چند دقیقه ای رو به حرم حرکت می کنم و چشم به گنبد و بارگاه می دوزم اما زیاد به این امید نشد که دل خوش باشم گفتم کاش رحمی به چشم های ما می کردند عابرین پیاده الانی که نه وقت بازار است و نه گشت و گذار استثنایی، پرانتزی ، چیزی برای این چشم ها باز کنند تا حداقل لحظاتی چند طهار...
ادامه مطلب