اگر نقشه شما نیست که مانند سیام تیر عقبنشینی کنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که همانطور که در آخرین ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد کردم که آمریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسیها کمک کرد و حالا به صورت ملی و دنیاپسندی میخواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد.
و اگر واقعاً با دیپلماسی نمیخواهید کنار بروید، این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود که من شما را با وجود همه بدیهای خصوصیتان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست آگاه کردم که فردا جای هیچگونه عذر موجهی نباشد.
اگر به راستی در این فکر اشتباه میکنم با اظهار تمایل شما، سیدمصطفی و ناصرخان قشقایی را برای مذاکره خدمت میفرستم، خدا به همه رحم بفرماید. ایام به کام باد.
توی کتاب و مدرسه می گفتن مصدق قهرمانه و الخ نظری نداشتم تا اینکه ماجرای فدائیان اسلام رو کامل از نظر گذروندم و بعد دیدم در کتاب هایی که مصدق قهرمانه سرنوشت فدائیان اسلام رو نمی گن، دیدم نگارنده ها از یه نگرانی رنج می برن و اون اینکه به خاطر این افراد بت قهرمانی مصدق بشکنه
بعدها که این نامه رو دیدم شگفت زده شدم که از همون موقع عنوان قهرمان قرار بود برای مصدق پی ریزی بشه و سرنوشتش دیکته تا درسی برای دیگران،
پی نوشت
می خواستن یکی از اعضای منافقین رو اعدام کنن
جلسه اخر بود و حرف های آخر، یه لحظه متوجه چییزی شد و کفش هاش رو در آورد و گفت برام دمپایی بیارید
گفتن چه فرقی به حال تو داره
گفت بعد از مرگم افتادن دمپایی و پای برهنه شدن به قلب مردم نفوذ بهتری رو رقم میزنه
راستی چرا مصدق سکته کرد بعد تو جلسه دادگاه حالش خوب شد؟
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر