گردش ایام یا هرچه که می گویند
من آن را رزق می دانم
رزق درویشان از هوا می رسد
کاش من آن گردی بودم که دیدم خادمی با جاروش آن را به صحنت می کشید
شگفتی وقوع اولین ها حرف زیادی در پی داره اما من شعر مداح رو ترجیح میدم
که در امتداد سحر کامروایمان کرد
ای صفای قلب زارم، هر چه دارم از تو دارم
تا قیامت غی رضا جان سر ز خاک بر ندارم
نگاهم سوی تو
بهشتم کوی تو
گره خورده دلم، به تار موی تو
رضا جانم رضا، رضا جانم رضا
پی نوشت:
۲۰ ثانیه فیلم طلبتون
برچسب: سر زکویت بر ندارم,سر زکویت برندارم روز و شب,
نویسنده: آتنا نیکفر