خرید بک لینک

تا الان تنها خانه شهید نرفتم

همیشه آن کز کرده در کنجی که در جمع ساکت ترین بود من بودم

نه به دلیل کم حرفی بلکه

دوست داشتم در چنین جمعی بیشتر شنونده باشم

دل گفت و گو با پدر و مادر شهید را نداشتم

شاید برای همین دو سال است که می خواهم به خانه شهیدی بروم اما قدم هایم یاری نمی کند

اما امشب همه چیز دست به دست هم داد تا سنت شکنی کنم

شاید ده بار به برادر شهید تاکید کردم خودت حتما هستی و گفتم آره آره

شاید با خودش درادامه می گفت اینم دیگه شورشو در آورد از بس پرسید هستی هستی هستی

اگر حسن طبق شنیده هایم باشد شاید الان خودش هم جلوی در منتظر باشد و به من قوت قلب می دهد

الان بیش از ۴۰ دقیقه است که پشت در ایستاده ام اما دستم برای زدن زنگ حرکت نمی کند

و افوض امری الی الله...

برچسب: خانه شهید مشهد,خانه شهید,خانه شهید رجایی, نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 22:11

صفحه بندی