خرید بک لینک

توی صبگاه حلقه می زدیم

یک دو سه

مثلا نرمش بدن بود اما واقعا ورزش حنجره بود

بیشتر صدا میکردند تا بدنشان را تکان دهند

عثمان سنی بود و ارشد

وقتی میدید شل هستن می آمد وسط می گفت

یک دو سه.... علی

وقتی شل جواب میدادند میگفت من که سنی ام علی رو بلند تر میگم

امروز به برخی احوالات جامعه که نگاه می کردم میدیدم مذهبی های مصطلح سینه شان را برای برقراری عدالت برای عموم چاک نمی کنن

شاید زبانشان به ذکر علی زیاد نچرخیده باشد

#خاطرات_اجباری_و_مقدس

برچسب: نویسنده: آتنا نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 9:31

صفحه بندی