توی حرم اما رضا سخنران شروع کرد به احکام وصیت
ایام فاطمیه بود و هدفی داشت
هدفش هرچه بود من تصمیم هزار باره ام برای وصیت رو گفتم عملی می کنم
روز آخر بیت خودم رو رسوندم
دیدم احکام وصیت میگن
سریع یاد مشهد افتادم
دست کردم توی جیبم
وصیت نامه
چیزی ندارم که به دیگری بسپارم
توصیه اخلاقی هم به هیچ کس ندارم
اما مگه بغل دستی ول می کرد
خودکارت چی
کاغذت چی
وصیت کن برا من
برا تو
توصیه چرا نمی کنی
بی خیال بابا
الان که می نویسم یاد اون مرحوم افتادم که پسراش هنوز وصیتشو رو نکردن
شاید اون مرحوم موقع نوشتن بغل دستی نداشت
پی نوشت:
این وصییت نقدا اینجا باشه
نوشه جات ما هزار سوراخ گم میشه
برچسب:
نویسنده: آتنا نیکفر