زیبا، زشت - تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 1:03
چشمانم تمام تلاشش را به زیبا دیدن گذاشت آنجا که فردی نماز شکسته ام را دید دست بر روی زانپیم گذاشت تا مهمان او شوم و یا آنجا که رزق بی حساب، برای خود حساب می کردم اما گذشت تا نازیبایی به آن راه یابد اما خالق زیبایی همه عرصه ها را مزین به رنگ خود کرده حتی اگر فرمانده میدان تیر بخواهد نمره ای به ناحق د...
دست ها - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
من هیچ اما رحمی به غربت دست هایم کن که دستگیری جز تو ندارند
لحظات زیبا - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
از تو نخواهند پرسید کجا بودی بلکه می گویند همراه با چه کسی بود همراه او در کربلا همراه او در شلمچه همراه او در سوریه و یا اسراییل یا شاید هم همین حوالی در میان بندگان خدا؛ با او بود همراهی با او زیباترین لحظه آفرینش است آنگاه که سرخی گراید
سلاح - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
فلیاخذوا اسلحتکم جواب سوالی بود که از خدا پرسیدم تا در آیاتش نشانه ای برایم پدید آورد «من از خدا دیگر صَلاح نمیخواهم، سِلاح میخواهم/سیدابراهیم»
محبوبم - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
محبوبم! اگر برای آن سوی تو می آیم که مرا از شعله های دوزخت نجات بخشی بگذار که در آنجا بسوزم ادامه مطلب
لا حیاءَ فی الدین - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
از کنارش رد شدم بدنش از سرما می لرزید به نظر می آمد به خاطر شب گذشته که روی زمین خوابیده بود بدنش سرما کشیده شاید دو سه روزی بود که در این شهر صبح می کرد و یا حتی کمتر این را می شد از ظاهرش فهمید ادامه مطلب
اشک هایم را کجا خواهی نوشت - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
با خودت هستم، تویی که این کلمات را تایپ می کنی دست از سر قلم بردار تا شاید دستی دیگر قلم را به گونه ای بچرخاند که نشانی از تعالی در خود داشته باشد دستی که هنرمندانه بنگارد، دستی همچون دست شهید ادامه مطلب
گلخانه مادرشهید - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
ادامه از قبلی مادر شهید در گلزار شهدا در جعبه آینه فرزند شهیدش گلخانه ای گوچک به راه انداخته بود عطر گل محمدی از قلب او جاری و از دریچه گلها فضا معطر می کرد مرا صدا کرد دستش را به سمتم دراز کرد و گفت می خواهم از طرف فرزند شهیدم هدیه ای به تو بدهم ادامه مطلب
رخصت - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
خانم اجازه هست اقرار کنم؟ دوست دارم با شما باشم ، اجازه می دهی؟ ادامه مطلب
ابوعلی کجاست؟ - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
کتاب ابوعلی رو شاید ده بار خونده باشم اما باز هم دوست دارم به خونم یادمه قبل از شهادتش به رفقا می گفتم بچه ها آمار ابوعلی رو دربیارید کجاست شاید خدا قسمت کرد و دیدیمش نشد و همچنان می پرسم ابوعلی کجاست ادامه مطلب
الا من رحم ربک - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:25
هم ذهن خالی از متن و هم قلب خالی از احساس دیگر نه ظرفی مانده و نه مظروفی الا ما رحم ربی + پی نوشت: نداشتن متن برای نوشتن همچون از کف دادن هویت شده برای من می ترسم روزی حتی هم آغوشی با کلام وحی هم این درد را دوا نکند
مصلح یا مفسد - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 2:24
مصلح یا مفسد اختیار انتخابش با ماست اما اختیار به عملش گذر از هفت خوان رستم خدا رو شکر به خاطر صبر و رحمتش که اگر می خواست پوستمان کنده بود از قطع نظرش ولو یؤاخذ الله الناس بماکسبوا ماترک علی ظهرها من دآبه
نشانی... - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:53
برای تو می نویسم... برای تو می نویسم که تمام ثانیه هایم به عشق تو می تپید برای تویی که می دانم در این روزگار غریب، " تنها به تو دلخوشم..." ادامه مطلب
گره - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:53
شبیه باتلاقی می ماند که هرچه دست و پا می زنم بیشتر فرو می روم در مسیری که برای رسیدن به تو پیموده ام ادامه مطلب
برای تو - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:53
برای تو می نویسم تویی که از جان دوست تر دارمت عاطفتی از جانبت از قدر تو نخواهد کاست اما گرمابخش قلب سرمازده و محصور در تاریکی های اندیشه ام خواهد بود منتظر صدای قدمهایت خواهم ایستاد و از اثر گامهایت نیلوفر خوام چید تا رنگ خزانِ چهره ام، هست*ببازد به بهار تو *-هستی
ترجو رحمت ربک؟ - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:53
ترجوا رحمت ربک؟ رحمت پروردگار از زیر بیرق حسین گسترده می شود + خبر دارم که سر از دیر نصرانی درآوردی و عیسی را به آیین مسلمانی درآوردی فرستادن سرهای شهدای کربلا به سمت شام http://www.balagh.ir/content/4970
آشنای دیرین - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 19:44
دلتنگی های خود را در کلام شان جست و جو می کنم که شرح خون اند و یک شررنامه با اینکه اولین بار است آنها را می بینم اما احساس آشنایی دیرینه ای نسبت به آنها دارم آری پدران شهدا نیز بوی شهادت می دهند پی نوشت: چند شبی است میهمان کلامشان هستیم، روایت پدران شهدای مدافع حرم از فرزندانشان در دهه ی حماسه ی زین...
جامانده - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 15:15
این شبها روضه میخوانند یکی از قافله جاماند کسی با حسین جامانده نیست در حقیقت این ماییم که جاماندیم خدایا ما مانده ایم بی او کاش جامانده بودیم در کنار او
بعد از تو - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 21:53
مانده بودم دنیا بعد از حسین چگونه دوام یافت مگر قیامت کبری رخ نداده بود آنگاه که ماه و خورشید گرد هم آمدند1 با خود می گفتم اصلا اف بر دنیایی که بعد تو بماند اف بر آسمانی که بعد از تو متلاشی نشود از غضب سنگی به آسمان انداختم نگاه که کردم از جایگاهش بر زمین خون می جوشید ادامه مطلب
غفران - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 5:59
روزها به انتهای شعبان شتابان، و چشم مستغفران در انتظار غفرانت نگران؛ اما این را خوب می دانم که «اگر مرا بر جرممu200f بگیری،من نیز تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم.» (1) و ندای مومنین را بر لبانم جاری می کنم...

برچسب‌های مرتبط

خانه شهید مشهد | خانه شهید | خانه شهید رجایی | برات بيت | رفیق الله | رفیقم کجایی | میزبانی وب | میزبان المپیک 2020 | حرم امام رضا | حرم امام حسین