کاش خودت را بخواهی - تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 11:04
هیچ گره ای نیست که دست هایت آن را باز نکند پس دست به کار شو دست هایت را بالا بگیر و از خدا خودت را بخواه که هم تو و هم خواسته ات برای من خواستنی ترین است #او-نویسی پی نوشت: امروز در قنوت خواندم او را برای خود تا به سجود رسیدم پس گرفتم هر چه جز برای او بود شنیده ام که او هم در قنوت برای من می خواند ک
ببخشید - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
به جرم قتل آورده بودنش شاید 19 سال داشت پسر خوبی به نظر می اومد اما کمی تند بود یک بار هم آتش تندی او نصیب من شد اما من اهل مدارا بودم نمی خواستم به گرگ بودن خودمان عادت کنیم صدایش کردم من مامور به جای دیگه شدم، ان شاء الله اگه دوباره اومدم، اینجا نباشی ان شاء الله بری دیگه بر نگردی خیلی آروم شروع
ولیا مرشدا - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
داشتم قرآن می خوندم گفتم شاید بد نباشه توی فهم یکی از آیاتش به من کمک کنید و من یهد الله فهو المهتد، و من یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا دلیل گمراهی را پیدا نکردن دستگیر یا سرپرستی هدایتگر می دونه از نظر خدا اون ولیا مرشدکیه؟ فرد یا عنوان؟ . پی نوشت بی هیچ مقدمه ای نوشته شما در اعتکاف پذیرفته نشدید ادار...
دوچرخه - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
پوتینم رو پوشیدم، دستمو به دست دوچرخه دادم و حرکت کردیم هنوز به نصفه راه نرسیده بودم که زنجیر پاره کرد نه فرصت بود که برگردم و نه اینکه با خودم ببرمش زیاد پیش می اومد توی خیابون بی قفل و زنجیر ولش می کردم اما الان یه هفته باید می موند با اون پای لنگش بی انصافی بود تنهاش بذارم کنار خیابون یه پسرهه ای
خنده زیر آوار - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
از هرکی تو مشهد می پرسم چه می کنی شرایط چطوره می خنده میگه برای پس لرزه قبلی نماز می خوندم تموم نشده یکی دیگه بهم واجب شد اینقدر جک می گن ومسخره بازی در میارن آدم اصل ماجرا رو فراموش می کنه بالاخره اون سمت ها آسیبی دیدن ملت یا نه؟
سید - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
بهم می گفت سید دیگه روی زبون همه جا افتاده بود و چقدر سخت بود اینکه هربار کسی به تو سید بگوید و تو بگویی نگو من سید نیستم و در دلت بگویی کاش بودم نه تو اهل کوتاه آمدن باشی از عنوان که به آن خشنودی اما در تونیست و هر بار تذکر بدی و نه دلت کوتاه بیاید به عنوانی که آن دلخوش است اما در تو. نیست حتی د
پانزده سال دیگه - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
خیلی تنبل بود نه تنها درس نمی خوندهیچ کار دیگه ای هم نمی کرد یه روز یه پشه گیر داده بود بهش به زحمت به بغل دستیش گفت ردش می کنی حتی زحمت رد کردن پشه رو هم به خودش نمی داد موندم چطور تا مدرسه قدم برمی داشت یه روز کفری شدم بهش گفتم فلانی ۱۵سال دیگه میبینمت گوشه خیابان نشستی، یه معتاد از تک و تا افتاده
شهر بی شهید! - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
امروز دلم گرفته بود از این شهر غریب از این محل بی شهید زدم بیرون شاید یک ساعت راه رفتم با خودم گفتم کاش این محل رو می شناختم یا اینکه شهیدی داشت نمی دونم راهبر مسیر که بود که گاهی به چپ و گاهی به راست می رفتم یک جا نشستم به عکس شهید جهانی نگاه کردم دلم گرفت در خودم فرو رفتم آنقدر که حتی تغزل های آن
بیدار، خواب - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
الله... تق ه و اک ... تق نزدیک بیست تا گوشی همه هم باد صبا یکی یکی صداشون بلند می شد و من یکی یکی صداشون رو قطع کردم کار من که تمام شد حالا نوبت اون بود بیدار و یکی یکی می رفت همونایی رو که با صدای زنگ گوشی خودشون بیدار نمیشدن رو آروم بیدار می کرد پی نوشت: تمام زحماتم برای بیدار نشدن ملت رو هدر داد:
ابهت صورتی - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
میگم تو با این هیبت چطور یه لپ تاپ تمام صورتی اونم صورتیه جیغ! آخر عمری برا خودمون مسئله ساختیم ها هی مجبوریم بگیم شما هم برید از فلانی یاد بگیرید که دیده لپ تاپ لازم داریم لپ تاپ بسته به جون خواهرش رو آورده اونم توی دوره ای که آدم جون به عزراییل میده اما خواهر لپ تاپ به برادر نمیده :)
جوراب - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
بالاخره ما هم جوراب هدیه گرفتیم خیلخیلی کار راه انداز و به موقع بود:)
ظلم یعنی - تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 10:01
پیام وارده: ظلم یعنی... برای شهید شدن آفریده شده ایم،ولی میمیریم ! #تذکر ❗️#یادآوری#شرمنده_شهدا_نشیم ⚠️ اما من فکر می کنم ظلم یعنی برای شهید زندگی کردن آفریده شده ایم ولی زنده زنده مردگی می کنیم (هم وزن زنده زنده سوزانده شدن) تذکر یادآوری اگر شرمنده نباشیم که میشین روحانی رفقا همیشه شرمنده باشید هم
آخیش - تاریخ: 1396/1/9 ساعت: 10:43
اگه آدم چند سال پیش بودم شاید حسابی کلافه می شدم اما خب کمی فقط خسته شدم برگزاری عروسی هم دردسرهای خودشو داره خصوصا اگه تفاوت فرهنگی زیاد باشه اما خب خدا نظارت داشت
لیلی که تو باشی همه کس مجنون اند - تاریخ: 1396/1/9 ساعت: 10:43
والفجر 8 مقدماتی رمضان عطش فکه زید یا مجنون حضورتان بسیار پررنگ تر از عناوینی است که شاید به خوبی آنها را نشناسم همانگونه که سالیانی است اسیر فتح المبین شده ام و نمی دانم چرا چه کسی دل من را برده است را نمی دانم کِی برد نمی دانم اما خوب از ما فی الضمیرم آشنا بود امسال دست سرونوشت باعث شد به انجا راه
نصف جواب - تاریخ: 1396/1/9 ساعت: 10:43
دیروز یک نفر خونمون بود گفت من با هر کی بگی مناظره می کنم گفتم درباره چی که شروع کرد بد و بیراه گفتن گفتم خب سوالت؟ سوال خاصی نداشت یکی دیگه هم می گفت دین فلان است و بهمان پرسیدم پس چرا اسم پسرت سبحانه؟ گفت قرآن فرق داره کاش یک بار سوالاشون رو با خودشون مطرح می کردن تا اگر کسی دوباره همون رو پرسید ف
اونجا نشین - تاریخ: 1396/1/9 ساعت: 10:43
وضعش خیلی خراب بود باید برای دیالیز می بردیمش از وقتی که اومده بود اولین بار بود که قرار بود خارج بشه اسلحه به دوش زدیم و حرکت ماجرای این آدم خودش قصه مفصلیه خدا پدر ریاضیات رو عوض خیر بده که کلمه فاکتور گرفتن رو یادمون داد رسیدیم بیمارستان ملت مشغول کار خودشون شدن و من هم دنبال یه جا که بنشینم و خ
سِرّنا - تاریخ: 1396/1/9 ساعت: 10:43
برخی آدم ها گوهرهایی در قلب خود پنهان دارند که عرصه ای برای ارائه آنها نمی بینند شاید دیده باشیمشان و آنها را افرادی ساده پنداشته ایم و حضور در کنار آنها برایمان اهمیتی نداشته باشد دوست دارم کسی بهشان پیام مرا برساند ما تا آخر خط هستیم پی نوشت: یه عده به پیامبر گفتن ما هیچ بازدهی در تو نمی بینیم ی
یتیم - تاریخ: 1396/1/9 ساعت: 10:43
از اتفاقات نمی شود به سادگی گذشت مثلا اینکه کسی از مشهد رفتنش ابراز خوشحال کند ولو به اندازه نیم روز و دیگری برای تو پیام بفرستد الان در مشهد و روضه ی حضرت زهراست و تو در مرور صفحات ببینی یتیم ان نیست که پدرش را از دست داده است یتیم ان کسی از که از امامش دور افتاده و بعد ببینی این حدیث از امام رضاست
روایت دل - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 9:43
فتح ابلمبین را که یادتان هست همان که روایت فتح دلم شده بود و من حیث لا یحتسب روزی میدادند دلم برایش تنگ شده سلامتان را به او خواهم رساند
نخل کَنی - تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 19:33
قرار بود بره یکی دو تا نخل رو جا به جا کنه اما هر چی بهش می گفتم برنامه ات چیه نمی گفت بعدا فهمیدم برای این نمی گفت که من رفتنم رو کنسل نکنم خلاصه اینه این عکس همونجایی گرفته شد که ابتکار می گفت ماهیگیران مشغول ماهی گیری اند تالاب شادگان ماهی کباب و قهوه تلخ و رفاقتی شیرین پی نوشت: جا به جایی نخل تخ...

برچسب‌های مرتبط

خانه شهید مشهد | خانه شهید | خانه شهید رجایی | برات بيت | رفیق الله | رفیقم کجایی | میزبانی وب | میزبان المپیک 2020 | حرم امام رضا | حرم امام حسین